تبلیغات
فن کلاب پژمان جمشیدی

مهم

جمعه 13 دی 1392 03:50 ب.ظنویسنده : HoORaM

 
این وبلاگ تنها و تنها فن کلاب است و به هیچ عنوان زیر نظر آقای جمشیدی اداره نمیشود!
ارتباط با آقای جمشیدی فقط از طریق فیس بوک و اینستاگرام ایشان امکان پذیر است:

http://instagram.com/pejmanjamshidi
http://www.facebook.com/pejman.jamshidi.5


آخرین ویرایش: چهارشنبه 18 دی 1392 10:48 ق.ظ

 

دیدار دوستانه تیم‌های فوتسال ستارگان ایران و علم و ادب مشهد

سه شنبه 28 آبان 1392 05:30 ب.ظنویسنده : HoORaM

 
این خبر و عکس ها برای تیرماه90 است!!


تیم فوتسال علم و ادب مشهد عصر روز پنجشنبه 30 تیر ماه در یك مسابقه دوستانه و خیرخواهانه در سالن شهید بهشتی مشهد در برابر تیم فوتسال ستارگان ایران به میدان رفت و در پایان توانست با نتیجه 11 بر 9 از سد حریف خود بگذرد.











× چطور ممکنه با حضور خداداد عزیزی باخته باشن؟؟؟



آخرین ویرایش: سه شنبه 28 آبان 1392 05:34 ب.ظ

 

پیام جدید پژمان جمشیدی در اینستاگرام

سه شنبه 28 آبان 1392 02:06 ق.ظنویسنده : HoORaM

 


× اینو همین الان گذاشتن، 90 نمیبینن آیا؟؟؟؟
آخرین ویرایش: سه شنبه 28 آبان 1392 02:07 ق.ظ

 

پیام جدید پژمان جمشیدی در اینستاگرام

یکشنبه 26 آبان 1392 02:31 ب.ظنویسنده : HoORaM

 


× من میخوام این پیامو به خودم بگیرم
آخرین ویرایش: یکشنبه 26 آبان 1392 02:33 ب.ظ

 

پیشنهاد پیمان بود!!

یکشنبه 26 آبان 1392 02:26 ب.ظنویسنده : HoORaM

 
پخش سریال «پژمان» به کارگردانی سروش صحت در اوایل پاییز امسال با استقبال شایانی مواجه شد و به تبع آن حاشیههای متفاوتی را نیز به دنبال داشت. به تازگی نیز پیامکی به دست خیلی از مردم رسیده که حکایت از ارتباط با پژمان جمشیدی و پرسش و پاسخ با او را دارد که قهرمان این سریال بود و خیلی هم گل کرد. او با تأیید صحت ماجرای این پیامکها به خبرنگار «بانی فیلم» میگوید: «از طریق این پیامکها با مردم ارتباط خودم را حفظ خواهم کرد و به سوالات آنان درباره این سریال و دیگر موارد پاسخ خواهم داد. البته پاسخها از طریق همان شماره پیامک اعلام شده به دست ارسالکنندگان خواهد رسید. سوالات را در مقاطع زمانی مشخص جواب خواهم داد و اینطور نیست که هر لحظه در روز پاسخگوی سوالات باشم. ضمن اینکه هزینه هر اس ام اس هم 100 تومان است. به گفته او مشارکت در اجرای این طرح پیشنهاد پیمان قاسمخانی بوده است.


× البته خودش تو فیسبوک رسما تایید کرده بود ولی گفتم این مصاحبه هم بذارم
× لازم به ذکر است یادآوری کنم سودی که از این راه به آقای جمشیدی میرسد نیمی از آن صرف امور خیریه میشود...


آخرین ویرایش: یکشنبه 26 آبان 1392 02:33 ب.ظ

 

پیغام جدید پژمان جمشیدی در فیسبوک

جمعه 24 آبان 1392 03:05 ب.ظنویسنده : HoORaM

 


× منم دیدم یه سری تو کامنت حرفای بدی زده بودن...واقعا متاسفم...

آخرین ویرایش: جمعه 24 آبان 1392 03:06 ب.ظ

 

عکس جدید

چهارشنبه 22 آبان 1392 07:42 ب.ظنویسنده : HoORaM

 
اینم عکس جدید که تو اینستاگرام علی اوجی بود!!
البته ایشون جدیدن گذاشتن ولی برای شیرازه...
با اینکه نمیخواستم ولی به خاطر اون دوستانی که گفتن اینستاگرام براشون باز نمیشه گذاشتم!
آدرسم نزدم رو عکس تازه



منبع

ایشالله جمعه میام جواب نظراتون رو میدم،التماس دعا...

آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 آبان 1392 07:48 ب.ظ

 

جشن تولد بنیامین

سه شنبه 21 آبان 1392 02:09 ب.ظنویسنده : HoORaM

 
وااااااای!!لباسارو....قیافه هارو....
چرا با همه خواننده ها دوست هستن ایشون؟؟؟



خیلی زیاده معلومه پژمان تو این عکس!!!!



امیر جعفری رو...



چه صمیمی!!




آخرین ویرایش: سه شنبه 21 آبان 1392 02:14 ب.ظ

 

جام ستارگان 90

سه شنبه 21 آبان 1392 01:39 ب.ظنویسنده : HoORaM

 
این عکسارو یه نفر(حالا بماند کی!!) خودش اون سال رفته شخصا انداخته!!
و من هلاک این هنر عکسبرداریشمیدونش رو عین آدم ننداخته!!
عکس ها خیلی زیاد بود ولی من اونایی که آقای جمشیدی داشت گذاشتم!!
این یه نمونه!! قیافه هارو توروخداچشاشون قرمزه انگار زامبی ان


بقیه ادامه مطلب


ادامه مطلب
آخرین ویرایش: سه شنبه 21 آبان 1392 01:59 ب.ظ

 

عکس های مختلط!

دوشنبه 20 آبان 1392 08:29 ب.ظنویسنده : HoORaM

 
تعداد عکس=9







اینم همون مراسم الکلاسیکوی آذر  سال 90 هست که یه سری عکس ازش یافتم!!
لینک مطلب
دم رضا یزدانی گــــــــــــــــــرم!!آخه پژمان چرا رئالیه؟؟؟؟




چه با جدیت تخمه میشکونه






ایووووووووول





و پس از باخت رئال...



آخرین ویرایش: دوشنبه 20 آبان 1392 08:38 ب.ظ

 

شباهت پژمان جمشیدی و داوید ویا

دوشنبه 20 آبان 1392 02:29 ب.ظنویسنده : HoORaM

 
کلی تو فیس بوک و سایتای ورزشی صحبت از شباهت این دو فوتبالیسته!
البته منم موافقم در کل حالات صورتشون شبیهه
نظر شما چیه؟؟






آخرین ویرایش: سه شنبه 21 آبان 1392 01:22 ب.ظ

 

کلیپ خوفناک از پژمان جمشیدی!

دوشنبه 20 آبان 1392 02:15 ب.ظنویسنده : HoORaM

 
این کلیپ برای 91.8.24 هست و ایشون دارن بازی ایران-ازبکستان رو پیشبینی میکنن!
به نظرم خیلی ترسناک افتاده




حجم: 5مگابایت/ زمان: 2دقیقه

دانلود ویدئو
مشاهده آنلاین

آخرین ویرایش: سه شنبه 21 آبان 1392 01:22 ب.ظ

 

پژمان و...!!

دوشنبه 20 آبان 1392 02:21 ق.ظنویسنده : HoORaM

 
عنوان مطلبو دارین؟؟
تعداد عکس=4

پژمان و حامد بهداد


پژمان و پژمان!!!(بازغی)
بوسه ی پدرانه


پژمان و کامبیز دیرباز
البته با کامبیز عکس فراوون دارن ولی اینو تازه دیدم


پژمان و نیما نکیسا
چه سرتاپا سفیده



آخرین ویرایش: دوشنبه 20 آبان 1392 02:27 ق.ظ

 

پژمان جمشیدی در پرسپولیس

دوشنبه 20 آبان 1392 02:10 ق.ظنویسنده : HoORaM

 
تعداد عکس=3

گویا علی پروین که آن زمان مربی بوده بازیکنارو برای تمرین به کوه میبرده




پرسپولیس کجاییییی؟؟؟....


اینم قهرمانی پرسپولیس در آن سال ها...
حمید استیلی روپژمان چی رو گرفته با دستش؟؟؟



آخرین ویرایش: دوشنبه 20 آبان 1392 02:16 ق.ظ

 

پیام جدید پژمان جمشیدی در اینستاگرام

یکشنبه 19 آبان 1392 09:21 ب.ظنویسنده : HoORaM

 
داغه داغه
البته میتونین خودتون برین ببینین،لینک اینستاگرامشون رو 2پست قبل گذاشتم...



آخرین ویرایش: - -

 

پیام پوریاجاویدپور به پژمان جمشیدی در فیس بوک

یکشنبه 19 آبان 1392 02:31 ب.ظنویسنده : HoORaM

 

آخرین ویرایش: یکشنبه 19 آبان 1392 02:33 ب.ظ

 

اطلاعیه! +چندعکس

یکشنبه 19 آبان 1392 01:20 ب.ظنویسنده : HoORaM

 
بچه ها این آدرس پیج instagram آقای جمشیدی هست که میتونین سر بزنین و عکس هاشون رو ببینید
فقط خواهش میکنم عکسارو کپی نکنین چون instagram یه صفحه شخصی برای هرکس است،
وگرنه من خودم میتونستم عکس ها رو بردارم و اینجا بذارم...
بالاخره آقای جمشیدی این حق رو دارن عین ما یه پیج شخصی داشته باشن
البته اگه خودتون عضو هستین میتونین ایشون رو Follow کنید
عکساشون جالبه...
کلی عکس و یه سری پیام به طرفداران و همچنین عکس خواهرزادشون هم گذاشتن


Pejman Jamshidi

اینم واسه علی اوجیه!
عکساش تو شیراز که آقای جمشیدی وسام درخشانی و رضا یزدانی هستن ته خندس!


Ali Oji


فقط بازم میگم خواهشا عکس هارو سیو نکنین
و به حریم خصوصی هر شخص احترام بگذازید
....

**************************************************************

اینم همینطوری!!!!!





به نظرتون این خواهرزادشونه؟؟؟آخه یکم شبیهه!



رضا یزدانی تو پشت صحنه چی میکنه؟؟؟








این عکس ها واس 1-2 سال پیشه...
نمیدونم کجاست ولی دارن قرعه کشی کمک هزینه مشهد انجام میدن!










آخرین ویرایش: یکشنبه 19 آبان 1392 01:47 ب.ظ

 

شرف خانواده فاضل

یکشنبه 19 آبان 1392 01:18 ب.ظنویسنده : HoORaM

 
اصن خودم تکلیفم با خودم معلوم نیست!به هر حال ادامه میدم ولی به خاطر درسام شاید دیر به دیر آپ کنم...
دوستان میتونین برای اخبار جدید به وب دوستام هم سر بزنین(تو قسمت لینکستان هست)

اینم همه عکسایی که از این تله فیلم منتشر شده البته چندتاشو مطمئنم خیلی ها دیدینولی خب گفتم همشو بذارم! (تعداد عکس ها : 8)

این پسره همونه تو خنده بازار انشا میخوند










جریان این اسکلته چیه تو همه ی عکسا هست؟؟


اینم دیدم جالبه، کُمپلت(!) از پیج آقای رشیدپور برداشتم





آخرین ویرایش: یکشنبه 19 آبان 1392 01:19 ب.ظ

 

پژمان جمشیدی و سیاوش مفیدی

جمعه 17 آبان 1392 08:34 ب.ظنویسنده : HoORaM

 




آخرین ویرایش: - -

 

کانو:))

جمعه 17 آبان 1392 05:04 ب.ظنویسنده : HoORaM

 
اطلاعاتی درباره بازیگر سیاه پوست سریال پژمان

چه کسی پژمان جمشیدی و سام درخشانی را نجات داد؟


بازیگر نقش «کانو» در سریال «پژمان» به کارگردانی سروش صحت که قسمت آخر آن چندی پیش پخش شد، شاید برای خیلی از مخاطبان جذاب باشد اما آیا کانو واقعا یک فوتبالیست نیجریه ای بود؟


رضا کریمی؛ مدیر تولید سریال «پژمان» در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس، در رابطه با حضور «تامی عبدالکریم» در این سریال عنوان کرد: تامی عبدالکریم دانشجوی نیجریه ای، زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه شهید بهشتی بود که مدت 2 سال است در ایران زندگی می کند. وی با یک دختر ایرانی نیز ازدواج کرده است.

وی در مورد نحوه پیوستن این بازیگر نیجریه ای به سریال «پژمان»، گفت: ما برای نقش «کانو» به دنبال یک بازیگر سیاهپوست می گشتیم که به وسیله یکی از دوستان «تامی» و شخص دیگری به ما معرفی شدند که آن شخص به دلیل اضافه وزن برای ایفای نقش در این سریال مناسب نبود، پس از تست هایی که از وی گرفته شد، در نهایت وی برای این نقش پذیرفته شد و در نقش کانو مقابل دوربین رفت.

کریمی تصریح کرد: «تامی» هیچ وقت فوتبالیست نبوده است و حتی یک عکس هم با لباس ورزشی ندارد، وی به بایگری بسیار علاقمند بود و به همین جهت نیز توانست به خوبی از عهده این نقش بربیاید.

مدیر تولید سریال «پژمان» خاطر نشان کرد: این بازیگر پس از این سریال در یک فیلم سینمایی دیگر نیز به ایفای نقش پرداخت. البته نقشی کوچک بود، من و کل عوامل سریال پژمان برای این بازیگر جوان آرزوی موفقیت می کنیم.
آخرین ویرایش: - -

 

پیغام جدید پژمان جمشیدی به طرفداران خود در فیسبوک

پنجشنبه 16 آبان 1392 08:29 ب.ظنویسنده : HoORaM

 
بالاخره بعد از حواشی فراوان ثابت شد درست هست این قضیه....



× هرکی میخواد کپی کنه حتما با منبع باشه لطفا،
پیام جدیده(از ساعت مشخصه) و خودم با بدبختی این عکس رو انداختم!


× برای کسایی که در جریان نیستن،با ارسال کلمه پژمان یا PE به 2050 میتونید عضو بشید
...

آخرین ویرایش: جمعه 17 آبان 1392 02:06 ق.ظ

 

مصاحبه پژمان جمشیدی در مجله زندگی ایده آل

پنجشنبه 16 آبان 1392 08:26 ب.ظنویسنده : HoORaM

 

همه چیزهایی که میخواهید در مورد پژمان جمشیدی بدانید ! ….

پژمان جمشیدی,جدیدترین عکس از پژمان جمشیدی

مجله زندگی ایده آل: به نظر شجاعت خاصی می‌خواهد که فوتبالیست معروف و شناخته‌شده‌ای باشی بعد بیایی در سریال طنزی که درباره زندگی یک فوتبالیست است بازی کنی؛ آن هم با اسم واقعی خودت! اصلا چه کسی این ریسک را قبول می‌کند؟! خب، پژمان جمشیدی قبول کرده است. فوتبالیستی که همیشه تصویرش را در مستطیل سبز فوتبال و برنامه نود و… می‌دیدیم حالا هر شب سریال خنده‌دارش را می‌بینیم. شاید او بهترین مثال برای این باشد که ستاره، ستاره است فرقی نمی‌کند کجا باشد و چه کاری بکند. اما مهم​ترین نکته این بود که به عنوان نابازیگر از خیلی از بازیگرها بهتر بازی کرد و رو سفید شد! این روزها همه جا پر از مصاحبه‌های اوست اما مثل همیشه متفاوت‌ترین گفت‌وگو را می‌توانید در «زندگی ایده‌آل» بخوانید.

چی شد که بازیگر شدم؟

خب، ماجرا چیه؟ تلاش برای دوباره مشهور شدن؟

نه، من با فوتبال به اندازه کافی مشهور شدم و مردم مرا می‌شناسند. بعد هم اصلا قرار نبود از اول این نقش را من بازی کنم. البته منکر این نمی‌شوم که همه شهرت چیزی است که همه دوست دارند و میل به دیده شدن در اکثر آدم‌ها هست اما واقعا برای شهرت یا دیده شدن فوتبالیست نشدم. اصلا نمی‌دانم ماجرای فوتبالیست شدنم چطور شد. همه می‌پرسند چطور فوتبالیست شدی، می‌گویم نمی‌دانم. فقط می‌دانم از وقتی یادم می‌آید یک توپ زیر بغلم بود و داشتم می‌دویدم. به بازیگری که حتی فکر هم نمی‌کردم.

پس چه شد که بازی کردید؟

همیشه با پیمان قاسم خانی سر اتفاقاتی که برایم می‌افتاد شوخی می‌کردیم. من خاطراتم و اتفاق‌های متفاوتی که تجربه کرده بودم را  برای پیمان تعریف می‌کردم. همه چیز اول یک‌جورهایی در حد یک موضوعی برای بگو و بخند بود. بعد از مدتی به پیمان پیشنهاد دادم اگر بخواهی این ایده را بنویسی و فیلمنامه کنی، من می‌توانم خیلی کمکت کنم. ۲، ۳ سالی گذشت و بعد پیمان طرحی بر همین اساس نوشت و به تلویزیون داد. آنها هم خیلی از این طرح خوش‌شان آمد و خواستند که ساخته شود. بعد از آن پیمان با من صحبت کرد و گفت طرح اولیه را نوشته و تایید هم شده و می‌خواهند بسازند ولی فقط یک فوتبالیست باید آن را بازی کند تا جذاب بشود و مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. خیلی با هم کلنجار رفتیم و کش و قوس‌های زیادی داشتیم بالاخره یک روز پیمان گفت به من اعتماد کن و خودت این نقش را بازی کن. من هم اعتماد کردم.

یک شوخی جدی!

نترسیدی تصویرت به عنوان یک فوتبالیست شناخته شده خراب شود یا تغییر کند؟

اعتماد به برادران قاسم‌خانی به خصوص در حوزه طنز، کار ترسناکی نیست. ریسک نکردم. پیمان بعد از تصویب طرح از من خواست اجازه بدهم اسم سریال هم اسم خودم باشد. یک سریال هالیوودی معروف را هم برای من مثال آورد که الان اسمش یادم نیست ولی گفت ماجرای دکتری است که اسمش اسم خود سریال هم بوده است. این دکتر در عین اینکه کاراکتر لج‌آوری داشته خیلی هم محبوب بوده و مردم دوستش داشتند. خلاصه قانع شدم. اوایل همه تعجب می‌کردند که چطور من هم نقش یک فوتبالیست را بازی می‌کنم که هم اسم واقعی خودم است و… اما بعد که سریال پخش شد مطمئن شدند که هیچ ابلهی اجازه نمی‌داد که این سریال با اسم واقعی خودش ساخته شود و اسم سریال هم همین باشد (می‌خندد).

این تشابه اسمی باعث شده خیلی‌ها فکر کنند این زندگی واقعی پژمان جمشیدی معروف است در حالی که این زندگی شما نیست.

این تابو باید شکسته شود. ما باید این ظرفیت را داشته باشیم که با ما شوخی شود. همان‌طور که در معاشرت‌ها و محفل‌های خصوصی اجازه می‌دهیم دوستان‌مان با ما شوخی کنند. در کشور ما چهره ها معمولا از اینکه در مقیاس بزرگ‌تری با آنها شوخی شود، می‌ترسند. نمی‌خواهم بگویم من اعتمادبه‌نفس دارم ولی به نظرم اینکه اجازه بدهی باهات شوخی شود و جنبه آن را داشته باشی احتیاج به اعتماد به نفس واقعی دارد. جایگاه هر آدمی مشخص است و هیچ کس با شوخی کردن کوچک نمی​شود.

پژمان جمشیدی و سروش صحت

شما به اینکه می‌گویند هر شوخی نصفش جدی است، اعتقاد دارید؟

بله، اتفاقا اعتقاد دارم. خیلی از اتفاقات سریال ما جدی است.

بهتر است بپرسم چقدر از اتفاقات این سریال واقعی است؟

خیلی از اتفاق‌های «پژمان» واقعی است. همان‌طور که خیلی از چیزهای آن برای خنده‌دارتر شدن آن است مثلا اینکه این آدم نادان است، سواد آنچنانی ندارد، ریاضی و جغرافی‌اش ضعیف است. این​ها خب نکته​هایی است که به خنده‌دارتر شدن داستان و فضای کمیک آن کمک می‌کند.

آشنایی پژمان با پیمان

رفاقت شما با پیمان قاسم‌خانی چطور شروع شد؟

پیمان را از سال ۸۱ می‌شناسم. اول با خانم بهاره رهنما، همسر پیمان در یک مراسمی آشنا شدم. همیشه آرزو داشتم ۲ نفر را در زندگی‌ام از نزدیک ببینم. شاید چون کم دیده می‌شدند. هدیه تهرانی؛ و پیمان قاسم‌خانی. خانم رهنما به من گفتند من می‌خواهم شما را یک شب دعوت کنم منزل‌مان تا با همسرم آشنا شوید چون همسرم پرسپولیسی است و فوتبالیست‌ها را خیلی دوست دارد. من هم که می‌دانستم ایشان همسر پیمان قاسم‌خانی هستند، خیلی خوشحال شدم و از خدا خواسته قبول کردم. بعد با دعوت به خانه آنها رفتم. فکر کنم یک نفر هم با من بود. اگر اشتباه نکنم برزو ارجمند با من آمد. خلاصه رفتیم و با پیمان آشنا شدم و خیلی عشق کردم. از آن موقع رفاقتم با پیمان خیلی ماندگار شد. پیمان هم خیلی اهل فوتبال است و فوتبالیست‌ها را هم دوست دارد. خودش و برادرش، مهراب هر دو پرسپولیسی هستند. آقای چگینی، تهیه‌کننده، استقلالی است. سروش صحت هم سپاهانی است.

پیمان سر صحنه هم می‌آمد؟

بله، به خصوص روزهایی که فوتبالیست‌ها می‌آمدند چون پیمان عاشق فوتبال و فوتبالیست‌هاست. همیشه می‌گوید بزرگ‌ترین آرزویم این بود که فوتبالیست می‌شدم.

مادر و خواهرم فوتبال نگاه نمی‌کنند

این روزها فوتبال بین زن‌ها هم طرفداران پر و پا قرصی دارد اما هنوز هم اکثر طرفداران جدی و پیگیر آن مردها هستند. شما فکر می‌کنید چرا؟

یک علت مهم آن به نظر من خشونت نسبتا زیاد این ورزش است ولی از آن مهم‌تر این است که مردها زیاد فوتبال دوست دارند. شاید زن‌ها فکر می‌کنند هر چیزی که مردها زیاد دوست داشته باشند بین آنها و مردها فاصله ایجاد می‌کند.

برای خیلی از زن‌ها غیر قابل درک است چرا مردها اینقدر عاشق فوتبال هستند؟

فکر می‌کنم کلا هیجان‌انگیزترین کار برای زنان آن گپ‌ها و حرف‌های بین خودشان است ولی برای مردها هر چیزی که هیجان داشته باشد، جذاب است. فوتبال یکی از هیجان‌انگیزترین پدیده‌های دنیاست البته مهم‌ترین گره کار همان است که گفتم؛مردها خیلی فوتبال دوست دارند زن‌ها از خودشان دافعه نشان می‌دهند.

زن‌های دور و بر شما میانه‌شان با فوتبال چطور است؟

مادرم و خواهرم وقتی بازی می‌کردم به خاطر من نگاه می‌کردند ولی الان دیگر نگاه نمی‌کنند، یعنی الان مادرم قطعا سال‌هاست فوتبال ندیده و خواهرم هم همچنین. به طور کلی زنان دور و بر من اکثرا فوتبال دوست ندارند یا خیلی کم نگاه می‌کنند؛ مثلا فقط بازی‌های ملی مهم را می‌بینند.

یک زندگی خانوادگی آرام

کمی از فضای خانوادگی‌تان برای ما می‌گویید؟ پدر و مادرتان چه می‌کنند؟

پدر و مادرم هر دو فرهنگی بازنشسته هستند. مادرم معلم اول دبستان بود و پدر دبیر زمین‌شناسی و زیست‌شناسی بود. او لیسانس تربیت بدنی دارد و فوق‌لیسانس زمین‌شناسی. پدر پیش از انقلاب سال‌ها رئیس هیات کشتی کرج بود. بعد از انقلاب رئیس هیات کوه نوردی کرج شد. فکر می‌کنم او از بهترین کوهنوردهای تاریخ ایران است. مادرم هم زمانی والیبال بازی می‌کرد. نسبتا خانواده‌ام ورزشی بودند اما درس برای‌شان در اولویت بود. کار من هم وقتی سخت شد که برادرم سال ۷۰ مهندسی دانشگاه شریف قبول شد و دیگر همه از من هم انتظار داشتند که یک رشته خوب در یک دانشگاه خوب بخوانم. برای همین مجبور شدم کنار فوتبال درسم را هم ادامه بدهم. زندگی خانوادگی ما یک زندگی آرام با درآمد کارمندی بود. یک برادر بزرگ‌تر و یک خواهر کوچک‌تر دارم.

با این عشق‌تان به فوتبال لابد مرتب درس را می‌پیچانید و فوتبال بازی می‌کردید. مادرتان عصبانی و شاکی نمی‌شد؟

بله، ولی مادرم معمولا عصبانی که می‌شد به پدرم می‌سپرد و می‌گفت دیگه خودت می‌دونی ولی من سعی کردم درسم را هم کنار فوتبال جدی بگیرم که راضی نگه‌شان دارم. برای همین وقتی وارد دانشگاه شدم فشارها کمتر شد. بعد هم که عکس‌هایم را در روزنامه‌ها می‌دیدند و تصویرم را تلویزیون نشان می‌داد، فضا برای ادامه راه برایم آماده‌تر شد.

دورهمی در پشت صحنه

در مورد شغل‌هایی مثل فوتبال یا بازیگری همیشه این ذهنیتی وجود دارد انگار خیلی این حرفه‌ها به عنوان شغل و منبع درآمد یک زندگی جدی به حساب نمی‌آیند و این تصور وجود دارد که اینها فصلی و مقطعی هستند. همین سریال هم یک جورهایی این ذهنیت را دارد. چرا و آیا واقعا همین‌طور است؟

بله، همین‌طور است. دلیل آن هم این است که در باور عمومی، کاری را شغل می‌دانند که ساعت مشخصی از روز را می‌گیرد مثلا ۸ صبح تا ۴ بعدازظهر و مداوم است یعنی مثلا ۳۰ سال این ساعت باید سر کار برویم. این دسته از مشاغل در نظرمان جدی هستند و هرقدر هم بیشتر وقت‌مان را بگیرند، جدی‌تر به حساب می‌آیند، یعنی کسی که صبح تا شب کار می‌کند، آدمی کاری و جدی به حساب می‌آید. شغل در باور عمومی یعنی کارمند و استخدام شرکتی، وزارتخانه‌ای و…  اما وقتی مثلا فوتبال بازی می‌کنی در روز ممکن است ۴ ساعت بیشتر وقتت گرفته نشود و مقطع زمانی هم که این شغل را داری نهایتا ۱۴، ۱۵ سال بیشتر طول نمی‌کشد. همین‌طور وقتی بازیگر هستی در سال یکی، دو تا کار بازی می‌کنی و بقیه زمان را آزاد هستی. همین متفاوت بودن زمان و جنس کار و روابط و… باعث می‌شود خیلی نگاه جدی به عنوان شغل به این کارها وجود نداشته باشد.

از تجربه بازی تو زمین تلویزیون بگویید.

خیلی سعی کردم بازی‌ام از خط بیرون نزند چون مخصوصا کمدی بازی کردن خیلی سخت است. خدا را شکر سروش صحت خودش از بهترین بازیگرهاست و طبیعتا وقتی کارگردان بازیگر هم باشد خیلی می‌تواند در بازی کمک کند. سروش خیلی به من کمک کرد. طنز یک جاهایی خیلی به راحتی می‌تواند تبدیل به لودگی شود این جور جاها سروش جلوی مرا می‌گرفت و خیلی از این بابت ازش ممنونم.

پشت صحنه چطور بود؟

تجربه‌ای فوق‌العاده بود. سروش، پیمان و مهراب را سال‌ها بود می‌شناختم و با هم دوست بودیم اما در محیط کار وقتی آدم‌ها دارند اسم، تجربه و اعتبارشان را می‌گذارند، فکر می‌کردم حتما ماجرا فرق می‌کند، البته این بچه‌ها همچنان رفیق بودند. سروش که اصلا صبر عجیب و غریبی داشت و علاوه بر کارگردانی خوبش شخصیتی به معنی واقعی کلمه دوست داشتنی داشت. خیلی به من خوش گذشت. هیچ وقت فکر نمی‌کردم در زندگی‌ام ۵ ماه پشت سر هم ساعت ۶ صبح از خواب با عشق هم بیدار بشوم.

یک عاشق فیلم‌های عاشقانه

کلا چقدر اهل فیلم و سینما هستید؟

فیلم‌بین حرفه‌ای نیستم ولی حداقل هفته‌ای یکی، دو تا فیلم را می‌بینم. بازیگرها و کارگردان‌های معروف را می‌شناسم و کارشان را دنبال می‌کنم.

چه ژانری را بیشتر دوست دارید؟

من بیشتر فیلم‌های درام و عاشقانه را دوست دارم.

باز هم بازی می‌کنم

ممکن است این تجربه باز هم تکرار شود؟

بستگی به شرایط دارد. ۳ تا کارشناس دارم که لطف می‌کنند به من مشاوره می‌دهند و آنها سروش، پیمان و مهراب هستند. اگر این بچه‌ها پیشنهادی را تایید کنند من دوباره بازی می​کنم. البته الان کار جدیدی را شروع کرده‌ام که به موقع بیشتر درباره آن توضیح خواهم داد.

ویژگی​های همسر آینده من

اینکه هنوز ازدواج نکرده‌اید به فوتبالیست بودن‌تان ربطی دارد؟

نه، اتفاقا فوتبالیست‌ها اکثرا زود ازدواج می‌کنند.

شما چرا هنوز ازدواج نکرده‌اید؟

شرایط زندگی برایم اینگونه پیش رفته. برادر و خواهرم هم هر دو ازدواج کرده‌اند. ازدواج اتفاقی است که هنوز برای من نیفتاده است.

یعنی هنوز آن ایده‌آلی که می‌خواهید را پیدا نکرده‌اید؟

خیلی‌ها بودند که از من بهتر بودند اما شاید من جدی نبودم. باید بخواهی تا برایت اتفاق بیفتد.

و شما نمی‌خواهید؟

دروغ نگویم هنوز به طور جدی فکر نکرده‌ام. فکر می‌کنم دیر نشده و هنوز وقت زیادی دارم.

برای ازدواج به سن قائل هستید؟

نه، به هیچ وجه. گفتم ازدواج یک اتفاق است که هر لحظه ممکن است رخ دهد.

ملاک‌های‌تان برای ازدواج و انتخاب همسر چیست؟

من فکر می‌کنم ملاک و معیار برای ازدواج تعیین کردن اشتباه است چون فکر می‌کنم فقط مهم این است که یک نفر به دلت بنشیند و دوستش داشته باشی. فکر نمی‌کنم بتوان از قبل برایش برنامه‌ریزی کرد و ملاک و معیاری انتخاب کرد. طبیعتا آدم‌هایی که با آنها آشنا می‌شویم و معاشرت می کنیم افراد مورد قبول‌مان از نظر شخصیتی و رفتاری هستند، حالا قلاب دل‌مان کجا گیر کند، معلوم نیست.

پس عشق از هر چیزی برای‌تان مهم‌تر است؟

و اینکه حرف برای گفتن داشته باشیم. باید به روزها و شب‌های زیادی که قرار است با همسرتان تنها زیر یک سقف باشید فکر بکنید. پس باید حرف‌ها و دغدغه‌های مشترکی بین‌تان باشد. من خیلی دوست دارم با دختری ازدواج کنم که زندگی‌اش با هیجان همراه باشد. همین‌طور حتما شاغل باشد، یعنی زندگی‌اش طوری باشد که او هم حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشد.

برای‌تان مهم است فوتبال دوست داشته باشد؟

نه، اصلا. اما برایم مهم است که به سلیقه و علایقم احترام بگذارد، همان‌طور که من به خواسته‌های او احترام خواهم گذاشت.

مجتبی محرمی کجاست؟

«پژمان» قرار است طنز باشد و ما را بخنداند، پس چرا خیلی وقت‌ها ما واقعا برایش ناراحت، متاسف یا غمگین می‌شویم؟

برای آدم‌هایی که ماجراهای  مشابه قصه ما را تجربه کرده‌اند این سرنوشت، داستانی کاملا غم‌انگیز است. مثلا اینکه سال‌ها وقتی به بانک می‌رفته کارت شناسایی نمی‌برده در حالی که منطقی و قانونی باید می‌برده، حالا که از او کارت شناسایی می‌خواهند، هم  موقعیتی طنز است و هم دردناک. «پژمان» به آدم‌ها می‌گوید خیلی از اتفاق‌ها و موقعیت‌ها که فکر می‌کنید غم کشنده‌ای دارد آنقدرها هم جدی نیست و حتی می‌تواند خنده‌دار هم باشد.

در زندگی واقعی، واقعا آدم‌های مشهور می‌شود به این سادگی و راحتی از یک زمانی به بعد فراموش شوند؟

بله، خود شما چند ثانیه فکر کنید صدها نمونه یادتان می‌آید.  ولی من فکر می‌کنم آنهایی که شهرت‌های واقعی دارند و واقعا محبوب هستند، آدم‌های فصلی و مقطعی نیستند و برای همیشه باقی می‌مانند.

شما در فوتبال چند تا از این آدم‌ها می‌شناسید؟

علی پروین، سیروس قایقران، ناصر حجازی و…

اما خیلی از هم‌دوره‌ای‌های اینها بودند که در همان زمان شهرت و محبوبیت زیادی داشتند اما بعد فراموش شدند. شما اسم حسن نظری را هم شاید نشنیده باشید. این آدم در تیم ملی اگر بهتر از علی پروین نبود، کمتر از او هم نبود. او یکی از بهترین دفاع‌های تاریخ فوتبال ایران بود. کارو حق‌وردیان، مسیح مسیح‌نیا، علی جباری و… اینها از ستون‌های فوتبال ایران در دهه خودشان بودند. حالا چرا اینها را مثال بزنیم. اگر کمی جلوتر بیاییم می‌رسیم به اسطوره‌های دهه من؛ کرمانی، شاهین بیانی و… خیلی‌ها هستند واقعا یکی، دو تا ستاره فراموش شده که نداریم، زیاد هستند قهرمان‌هایی که فراموش شدند. الان مجتبی محرمی بیمارستان بستری است، اصلا کسی خبر دارد. اصلا کسی می‌داند مجتبی محرمی چه می‌کند؟ الان اگر فلان فوتبالیست فعلی معروف  عطسه بکند تیتر یک همه روزنامه‌هاست، مجتبی محرمی از لحاظ سطح فوتبال ۳، ۴ پله از جوان‌ها و ستاره‌های الان  بالاتر بود حتی از لحاظ محبوبیت هم زمان خودش ۱۰ تا کلاس از همه ما بالاتر بود. ۱۰۰ هزار نفر می‌آمدند استادیوم، ۸۰ هزار تایشان فقط به خاطر مجتبی بودند و او را تشویق می‌کردند. همین آدم الان بیمارستان است و هیچ کس هم خبر ندارد و سری به او نمی‌زند.

سؤال من همین است. چه فرقی بین ستاره‌هاست که یکی افول می‌کند و یکی ماندگار می‌شود؟

یک مطلبی در صفحه شخصی‌ام گذاشته بودم که شاید برای شما خیلی شعاری باشد اما دوست دارم با شما هم در میان بگذارم. من فراموشی اسطوره‌های دوران کودکی‌ام را به زبان طنز گریه کردم. واقعا این ستاره‌ها فراموش شدند. چرا این اتفاق می‌افتد؟ من نمی‌دانم.

عکس جدید از پژمان جمشیدی در ایده آل

وقتی شهرت دردسر می‌شود

شهرت هیچ وقت برایم مشکلی ایجاد نکرده و همیشه هم از آن لذت برده‌ام. فقط یک مسئله دارم و آن هم این است که وقتی مشهور می‌شوی خیلی‌ها تو را می‌شناسند اما تو آنها را نمی‌شناسی بنابراین وقتی آدم‌ها می‌آیند با تو سلام و علیک می‌کنند و حرف می‌زنند از روی عادت فکر می‌کنی از طرفدارانت هستند و بهت محبت دارند. من اینجور مواقع جواب می‌دهم اما گاهی شده مثلا فلان دوست دبیرستانم بوده که او را نشناخته‌ام. این مواقع بد می‌شود چون طبیعتا لحن حرف زدن ما با آدمی که نمی‌شناسیم نسبت به یک آشنا یا فلان دوست مدرسه‌مان فرق می‌کند. در این مواقع خجالت می‌کشم اما پیش می​آید دیگر.

با همه دوستم

من با همه بچه‌های هم‌دوره‌ام دوست هستم. اینکه در این کار هم خیلی از اهالی فوتبال آمده‌اند و به کار اعتماد کرده‌اند قطعا به رفتار خوب کل فیلم برمی‌گردد اما من هم در طول عمر حرفه‌ای طوری رفتار و زندگی کرده‌ام که بچه‌ها اگر مرا دوست نداشتند سر این کار نمی‌آمدند و در سریالی که اسمش «پژمان» است حاضر نمی‌شدند و از اسم‌شان مایه نمی‌گذاشتند.

روزی که عاشق شدم

مادرم سرطان داشت و شیمی‌درمانی می‌شد. ما در گوهردشت کرج زندگی می‌کردیم و برای درمان مادرم باید مدتی هرروز به تهران می‌آمدیم. ما بچه‌ها کوچک بودیم و امکانش نبود ما را به کسی بسپرند برای همین پدر و مادرم مجبور بودند ما را هم با خودشان به بیمارستان ببرند و بیاورند. فکر کنم دوم یا سوم دبستان بودم. یک روز ظهر تابستان بود و هوا فوق‌العاده گرم. در مسیر دیدیم یکسری ماشین‌ها پرچم قرمز به خودشان وصل کرده‌اند و بوق زنان به سمتی می‌روند. پدرم دید که این ۳ تا بچه گناه دارند هر روز در این آفتاب خسته و کوفته تا تهران می‌آیند و برمی‌گردند. خواست محبتی به ما کند و گفت اینها دارند می‌روند فوتبال ببینند وقتی برگشتیم، من هم شما را می‌برم استادیوم بازی پرسپولیس و راه‌آهن را ببینید. من و برادرم هم عاشق فوتبال بودیم. من تا آن زمان هیچ تصوری از ورزشگاه نداشتم. برگشتی به جای مسیر همیشگی خانه به سمت استادیوم آزادی رفتیم. پژو جی ال داشتیم، از آن کوپل‌ها. وقتی خواستیم از در اصلی ورزشگاه داخل برویم نگهبان جلوی مان را گرفت و به پدرم گفت زن توی ورزشگاه راه نمی‌دهند. پدرم باز هم ما را ناامید نکرد. برای مادر و خواهر کوچکم یک ماشین دربست گرفت و فرستادشان خانه و من و برادرم، هومن را برد بازی را ببینیم. من هیچ وقت تا آخرین لحظه عمرم اولین تصویری که از استادیوم آزادی دیدم را فراموش نمی‌کنم. در یک لحظه برای همه عمر عاشق شدم. داخل که رفتیم از سراشیبی یا همان راهرو بالا آمدم و کمی جلوتر که رفتم یک دفعه جایگاه طبقه دوم را دیدم، تمام قرمزپوش. ۸۰ هزار نفر تماشاگر برای تماشای بازی پرسپولیس و راه‌آهن از باشگاه‌های تهران آمده بودند. من همان لحظه آرزو کردم که یک روزی در این استادیوم بازی کنم و خدا را شکر که به آرزویم رسیدم. از همان زمان به این باور دارم که هر آدمی اگر عاشق چیزی باشد، عشق واقعی، بی‌تردید و صد در صد به آن می‌رسد؛ شک نکنید.

به خاطر فرشاد پیوس

از بچگی عاشق ۳ تا شماره پیراهن بودم۱۰، ۱۱ و ۱۷٫ همیشه آرزو داشتم یکی از این شماره‌ها را بپوشم. بالاخره هم توانستم هر سه اینها را در پرسپولیس و تیم ملی بپوشم. ۱۰ را دوست داشتم چون بازیکنان بزرگ تاریخ فوتبال آن را پوشیدند. ۱۷ را به خاطر فرشاد پیوس می‌خواستم بپوشم. ۱۱ را هم به خاطر اینکه تنها عددی است که اگر جلوی آینه هم بگذارید باز خودش است و در هیچ حالتی عوض نمی‌شود.

هیچ وقت بنفش نمی​پوشم

مردهایی را که کت و شلوار می‌پوشند واقعا ستایش می‌کنم ولی آنها را نمی‌فهمم؛ اصلا نمی‌توانم لباس رسمی بپوشم. عروسی‌ها که مجبورم لباس رسمی بپوشم معذب و ناراحت هستم. همیشه اسپرت می‌پوشم و با تیپ اسپرت راحت‌تر هستم. از کارهای جوان‌های خلاق هم استقبال می‌کنم. مثلا سفارش دادم ترانه‌ای که دوست دارم را گروهی از دوستانم که در کار طراحی لباس هستند با خطی زیبا روی تی‌شرتم نوشتند:« نشود فاشِ کسی آنچه میان من و توست.» برندباز هم نیستم. هر چه خوشم بیاید را می‌خرم. کلا خیلی هم اهل خرید نیستم. سال‌ها از یکی از دوستانم که لباس ورزشی می‌فروخت خرید می‌کردم. اهل همه رنگی هستم فقط بنفش بهم نمی‌آید و هیچ وقت نمی‌پوشم.

بهرام رادان باید نقش مرا بازی کند!

اگر قدرت این را داشتید چیزی را در دنیا تغییر دهید چه چیزی را تغییر می‌دادید؟

به نظر من همه چیز در دنیا سر جای خودش است اما شاید اگر می‌توانستم رابطه بین فقر و ثروت را تغییر می‌دادم و کاری می‌کردم همه آدم‌ها یک میزان از درآمد را داشته باشند ولی با امکان دسترسی به ثروت بیشتر بر اساس توانایی‌شان، یعنی ثروت بادآورده را هم تغییر می‌دادم.

از کدام شخصیت معاصر بدتان می‌آید؟

شاید کلیشه‌ای به نظر بیاید اما من معمولا از کسی بدم نمی‌آید. البته به هر حال قضاوت کردن درباره آدم‌ها راحت نیست. من از آدم‌های جنگ‌طلب متنفرم.

چیزی که به خاطرش خودتان را سرزنش می‌کنید؟

اینکه چرا کارهایی مثل موسیقی را هیچ وقت جدی پیگیری نکردم. دوست داشتم حداقل نواختن یک ساز را یاد می‌گرفتم یا  مثلا زبان‌های دیگر را یاد می‌گرفتم. دوست داشتم مهارت‌ها و هنرهایی بیشتری در زندگی را یاد می‌گرفتم.

اولین تصویری که به عنوان خاطره یادتان می‌آید؟

تو کوچه یا حیاط با برادرم گل کوچیک بازی می‌کردیم. آن زمان اکثر خانه‌ها حیاط داشتند.

بعد از اموال‌تان باارزش‌ترین دارایی‌تان چیست؟

خانواده‌ام صد درصد.

اگر قرار باشد فیلم واقعی زندگی‌تان را بسازند دوست دارید چه کسی نقش‌تان را بازی کند؟

اتفاقا تو «پژمان» هم با این شوخی می‌کنیم. یک قسمتی پژمان سر صحنه سریال «دودکش» می‌رود و به بچه‌ها می‌گوید من داستان‌های جالبی دارم بیایید سریال زندگی مرا بسازید. بعد امیرحسین رستمی می‌گوید خب، آن وقت کی بیاد نقش تو را بازی کند. من می‌گویم خب باید از لحاظ هیکل و چهره اینها شبیه من باشد. خب، با این اوصاف فکر کنم بهرام رادان یا شهاب حسینی بد نباشد. بعد آنها می‌گویند واقعا، جدی و یک نگاه ابلهانه بهش می‌کنند. اما در واقعیت من آنقدر آدم مهمی نبوده‌ام که اصلا لازم باشد فیلم زندگی‌ام را بسازند.

فیلم زندگی کدام فوتبالیست را دوست دارید بسازند و مردم ببینند؟

همه فوتبالیست‌هایی که به سختی و باتلاش بسیار موفق شدند مثلا علی دایی. او می‌تواند الگوی خوبی باشد چون هم در تحصیلات و هم در ورزش بسیار موفق بوده است.

بزرگ‌ترین نقطه قوت‌تان چیست؟

جنبه شوخی‌ام بالاست.

بزرگ‌ترین نقطه ضعف‌تان چیست؟

گاهی زود عصبانی می‌شوم.

سر سریال «پژمان» هم پیش آمد عصبانی شوید؟

اوایل سر پرتی زمان یک مقدار اذیت و ناراحت می‌شدم ولی بعد دیدم که این مسئله در این کار عادی است.

کدام شخصیت معاصر بیشترین تاثیر را روی شما گذاشته است؟

پدرم.

چیزی که به خاطرش بیشتر از هر چیزی مدیون پدر و مادرتان هستید؟

به خاطر همه چیز.


آخرین ویرایش: پنجشنبه 16 آبان 1392 09:59 ب.ظ

 

جمشیدی یوزپلنگ!

پنجشنبه 16 آبان 1392 08:17 ب.ظنویسنده : HoORaM

 
یادداشت مرسده مقیمی(خبرنگار) راجع به سریال پژمان...


جمشیدیِ یوزپلنگ


در این‌که مجموعه‌ی "پژمان" موفق عمل کرده و با اقبال بالایی از سوی مخاطبان مواجه شده است شکی نیست.
سروش صحت در این مجموعه علاوه بر کارگردانی در کنار برادران قاسم‌خانی و ایمان صفایی توانسته است با زبان طنز مسائل مختلفی را به چالش بکشد، چهار نویسنده‌ی خلاق به بهانه عواقب از بین رفتن شهرت چهره‌های مطرح موضوعات متعددی را مورد بررسی قرار داده‌اند. از خبرنگاران، مناسبات فوتبال و سینما، اتفاقات پشت پرده گرفته تا حتی به چالش کشیدن افرادی که این‌قدر خودشان را درگیر مسائل بشردوستانه کرده‌اند که از زندگی شخصی و خانواده‌شان باز مانده‌اند و ...
اما اگر بخواهیم از مسائل محتوایی و فرمال آخرین سریال صحت بگذریم یکی از مهم‌ترین اتفاقات پژمان خود پژمان جمشیدی است. نه، نمی‌خواهم از استعدادی که او در مقام بازیگر نشان داده صحبت کنم که به نظرم روشن است و آن‌چه که عیان است حاجت به بیان نیست. گواه روشن مدعایم نقش‌های مشابهی که تا به حال فوتبالیست‌های بسیاری بازی کرده‌اند و هیچ کدام‌شان به کوچک‌ترین توفیقی دست نیافته‌اند. از علی پروین که سر از سینما در آورد گرفته تا علی انصاریان که پای ثابت تمامی سریال‌هایی که یک نیاز به یک فوتبالیست داشت؛ بود. تازه این ورزشکاران غالبا دقیقا نقش خودشان را بازی کرده‌اند اما پژمان جمشیدی کاراکتری را بازی می‌کند که اتفاقا از شخصیتش دور است، او نه آدمی با سطح هوشی پایین است، نه فوتبالیستی بوده که کسی او را نشناسد و دائم به سخره گرفته شود.
پژمان جمشیدی نه فقط به خاطر بازی خوبش پدیده‌ی سریال پژمان است بلکه به سبب اخلاق و منشش پدیده‌ی این روزهای جامعه‌ی ماست.
در جامعه‌ای که شوخی و نقدی کوچک را هیچ‌کس و هیچ صنفی برنمی‌تابد و بلافاصله صدای اعتراض عده‌ای بلند می‌شود پژمان جمشیدی به راحتی از نام خود مایه گذاشته است تا هیچ‌کس نگوید فلان جا منظور کارگردان از فلان کنایه به من بود! کاری که پیش‌تر در سریال‌های مختلف باعث جنجال‌های فراوانی شده است. بارها شده فیلم یا سریالی ساخته‌اند پرستاران به خیابان‌ها ریختند، یکی دیگر باعث شده خبرنگاران اعتراض کنند، دیگری معلم‌ها را مکدر کرده و الخ. حالا در چنین شرایطی پژمان جمشیدی به راحتی با خودش شوخی کرده بی‌آن‌که واهمه داشته باشد کسی این شوخی‌ها را جدی بگیرد و بگوید: "واقعا بازیکن خوبی نبودی!"، "واقعا فقط یه گل ملی داری؟!" یا کسی مثل عادل فردوسی‌پور به خودش اجازه بدهد طی مزاحی بی‌مزه به او بگوید 9 سال درس خواندی آخر هم نتوانستی لیسانس بگیری! بعد هم خودش بزند زیر خنده! انگار برای پژمان جمشیدی هیچ‌کدام از این‌ها مهم نبوده و این ابدا موضوع بی‌اهمیتی نیست او شهامت این را داشته که با خودش شوخی کند و به همین واسطه دغدغه‌هایی مهم را به نقد و چالش بکشد این شهامتی است که هرکسی ندارد، شهامتی که از جنبه‌ای بالا نشئت می‌گیرد و از انسانی با اخلاق سر می‌زند.
معمولا در نقش‌های این‌چنینی هیچ‌کس نمی‌پذیرد نام و نام خانوادگی خودش را داشت باشد، مثلا شهاب حسینی در "سوپراستار" می‌پذیرفت آن کاراکتر را با اسم و هویت خودش ایفا کند؟! گمان می‌کنم هرگز؛ موارد مشابه هم بسیار است.
علاوه بر این مصاحبه‌های جمشیدی پیرامون نقشی که ایفا کرده بیشتر اخلاق او را آشکار می‌کند. او به راحتی با کسانی که شوخی‌های فیلم در مورد او را باور کرده‌اند برخورد می‌کند و با آن‌ها می‌خندد و هیچ موضعی نمی‌گیرد. بر خود لازم می‌داند دائما از کسانی که به او اعتماد و این کار را به او محول کرده‌اند تشکر کند. همچنان احترام استادش را دارد و با ذوق معصومانه‌ای از این‌که بعد از بازی در سریال پژمان علی پروین با شماره‌ی شخصی‌اش با او تماس گرفته حرف می‌زند و حتی از تعریفش سر ذوق می‌آید و در کلامش احترام به مربی سابقش موج می‌زند. در برنامه‌ای تلویزیونی که تمام حاضرانش پرسپولیسی‌اند دعوت می‌شود و بنا به جو برنامه کری‌هایی علیه استقلال خوانده می‌شود تنها کسی که خود را موظف می‌داند از بیننده‌های استقلالی دلجویی کند اوست که توضیح می‌دهد: "این‌ها همه شوخی است و اگر آبی نباشد قرمزی هم نیست و این دو کنار هم معنا پیدا می‌کنند."
خبرنگارانی که برای مصاحبه با جمشیدی تماس گرفته‌اند می‌توانند به حُسن برخورد کم‌نظیرش گواهی دهند، چرا که خبرنگاران بیش از هرکسی با آن روی چهره‌های مطرح مواجه می‌شود و گهگاه برخوردهایی عجیب و دور از انتظار می‌بینند.
پژمان جمشیدی در دنیایی که گل‌محمدی اشک مهدوی‌کیا را مقابل دوربین در می‌آورد، علی دایی کمر به بیرون کردن علی کریمی و کریم باقری از پرسپولیس می‌بندد، داورها به آسانی خرید و فروش می‌شود و پشت پرده‌ها اتفاقاتی می‌افتد که حتی بازگو کردنش خجالت‌آور است یادمان می‌آورد همیشه اخلاق پیروز است و آن که را مردم دوست می‌دارند کسی است که بتواند در دنیایی که بی‌اخلاقی بیداد می‌کند سوار بر مرکب اخلاق بتازاند حالا تفاوتی ندارد که سوار بر BMW 2013 باشد یا 206، مهم نیست که هنوز در تیمی بازی کند یا نه، مردم کسی را دوست دارند که در اخلاق سربلند باشد.
گرچه که فردوسی‌پور در مصاحبه تلویزیونی‌اش با او با طرح سوالی که جوابش را می‌دانست خواست به مردم بفهماند که "جمشیدیِ یوزپلنگ" هرگز لقب جمشیدی نبوده اما در روزهایی که بی‌اخلاقی در فوتبال غوغا می‌کند پژمان جمشیدی به واسطه‌ی منشش درست مثل یک یوزپلنگ تیزرو می‌دود.
بسیاری از چهره‌های فوتبالی که شناخته‌شده‌اند و به دلایل متنی و فرامتنی همیشه در این فوتبال‌اند به محض این‌که نباشند فراموش خواهند شد اما اخلاق جمشیدی حالاحالاها از یاد نمی‌رود و شاید عادل فردوسی‌پور که در برنامه‌اش داعیه‌ی اخلاق مداری دارد باید بیش و پیش از هرکس به احترام این حُسن اخلاق کلاه از سر بردارد.

1392.8.5




آخرین ویرایش: پنجشنبه 16 آبان 1392 08:20 ب.ظ

 

چند عکس نسبتا جدید

پنجشنبه 16 آبان 1392 08:10 ب.ظنویسنده : HoORaM

 
این سه تا برای مصاحبه ی روزنامه قانون است...








این هم از نوشته ی رو عکس مشخصه چه خبره!!



آخرین ویرایش: جمعه 17 آبان 1392 12:57 ق.ظ

 

آقای جمشیدی در حال مربی گری:)

چهارشنبه 15 آبان 1392 09:40 ب.ظنویسنده : HoORaM

 
این عکس ها واس زمانی هست که مربی تیم "نفیس گستر" بودن...





آخرین ویرایش: چهارشنبه 15 آبان 1392 09:42 ب.ظ

 

TeHRaN OpeN CuP

چهارشنبه 15 آبان 1392 02:08 ب.ظنویسنده : HoORaM

 








هلاک این عکسم!!آدم یاد سوباسا میفته..





آخرین ویرایش: پنجشنبه 16 آبان 1392 01:10 ب.ظ

 

پژمان جمشیدی و مرحوم ناصر حجازی

چهارشنبه 15 آبان 1392 01:44 ب.ظنویسنده : HoORaM

 
اینو تو فیسبوک پیدا کردم!مال اردیبهشت 1382 هست ینی 10سال پیش



آخرین ویرایش: چهارشنبه 15 آبان 1392 01:54 ب.ظ

 

چند عکس قدیمی

چهارشنبه 15 آبان 1392 01:29 ب.ظنویسنده : HoORaM

 
قبل از بازی با عربستان - مقدماتی جام جهانی 2002






کریم باقری،علی انصاریان،بهروز رهبری فرد...هیییی پرسپولیس کجایی؟؟







آخرین ویرایش: پنجشنبه 16 آبان 1392 01:12 ب.ظ

 

گفت و گوی "قانون" با پژمان جمشیدی

چهارشنبه 15 آبان 1392 12:37 ق.ظنویسنده : HoORaM

 
این پست رو از پیج خبرنگاری که با آقای جمشیدی مصاحبه کردن کپی کردم...
خود مصاحبه هم تو ادامه مطلب گذاشتم...




Mersedeh Moghimi

(پیشاپیش برای طولانی بودن پست پوزش می‌خواهم، ذکر چند نکته ضروری است.)
لینک مصاحبه‌ام با پژمان جمشیدی نازنین برای آنانی که به هر دلیلی روزنامه‌ی امروز به دست‌شان نرسیده است.
لینک سایت آنلاین روزنامه‌ی قانون مورخه‌ی دوازدهم آبان سال 92:
http://ghanoondaily.ir/?NPN_Id=286
لینک فایل پی‌دی‌اف مصاحبه در همین روزنامه:
http://ghanoondaily.ir/1392/08/12/Files/PDF/13920812-283-7-7.pdf

بر خود لازم می‌دانم صمیمانه از او به سبب این‌که در روزهای پرمشغله‌اش به من ساعتی را اختصاص داد و پس از آن نیز نهایت همکاری را داشت،سپاس‌گزاری کنم.
او وقتی باخبر شد باید به سرعت مصاحبه را به چاپ برسانیم بی‌آن‌که متن مصاحبه را بخواند اجازه‌ی نشر داد و با اعتماد به من که امیدوارم پشیمانش نکرده باشم از حق طبیعی‌اش که خواندن متن مصاحبه و ادیت نهاییِ آن توسط مصاحبه‌شونده بود گذشت.

لید مصاحبه را این‌جا می‌گذارم بقیه‌اش را در سایت آنلاین روزنامه در لینک فوق بخوانید:

***بزرگ‌ترین وحشت زندگی‌ام این است که کسی از من دلخور شود***

مرسده مقیمی ـ پژمان جمشیدی در روزهایی که خوب می‌درخشد و تیتر یک تمامی رسانه‌هاست هیچ تفاوتی با گذشته‌اش ندارد. هنوز همان‌قدر با تواضع و احترام پاسخگوی تک تک خبرنگاران و مردم است. او در روزهایی که استعداد خودش را در بازیگری اثبات کرده همچنان از حیث اخلاق از سایرین متمایز است و شاید در محافل مختلف بیشتر از این‌که صحبت از بازی او باشد صحبت از منش و جنبه‌ی بالای اوست که سریال پژمان هم از همین مهم بهره برده است. او که این روزها به واسطه‌ی بازی‌اش پدیده‌ی تلویزیون است به واسطه‌ی اخلاق چیزی که این روزها در جامعه‌ی بی‌حوصله‌ی ما روز به روز کمرنگ‌تر می‌شود محبوب بسیاری شده که پرسپولیسی و استقلالی هم نمی‌شناسد.
او در روزهایی که به غایت پرمشغله است ساعتی را به ما اختصاص داد تا به بهانه‌ی سریال پژمان گپ بزنیم ما نیز سعی کردیم تا جایی که میسر بود از سوال‌های تکراری که بارها صحبتش شده است گذر کنیم.

توضیح: از آنجا که وقتی مطلبی را می‌بری روزنامه حتما باید یک ویرایشی انجام دهند، سوال آخر را تنها برای این‌که یک کلمه کوتاه کنند بازنویسی کرده‌اند و آن غلط تایپی به سبب همین بازنویسی است، "شما"ی اول باید "یا" باشد.
تیتر هم اینی بود که در بالا می‌بنید اما در لحظات آخر قرار شد به سبب جذاب‌تر شدن تغییر کند و این تیتر به سوتیتر تبدیل شود.
ضمنا اولین بار است که عکس داخل صفحه را خودم انتخاب می‌کنم یعنی می‌روم می‌گویم این را بگذارید، چون این عکس را خیلی دوست داشتم و به نظرم بهترین عکس آن روز شده که حتی می‌توانست همین روی جلد برود. اما به دلیل این‌که عکس یک جلد بودیم مناسبات صفحه‌بندی باعث شد عکس دیگری روی جلد کار شود ولی عکس داخل همانی باشد که باید عکس از حسن علیزاده

در نهایت،در شبی که آخرین قسمت "پژمان" پخش شد به کلیه‌ی گروه که بعد از مدت‌ها خنده میهمان لب‌های‌مان کردند خسته نباشید می‌گویم به ویژه به پژمان عزیز که امیدوارم روز به روز موفق‌تر از پیش باشد چرا که لایق بیش از این‌هاست.




×هرکاری کردم نتونستم فایل PDF رو اینجا بذارم،رو لینکش کلیک کنید باز میشه البته باید برنامه آکروبات ریدر رو کامپیوترتون نصب باشه...البته کل مصاحبه در ادامه موجود است...
ادامه مطلب
آخرین ویرایش: چهارشنبه 15 آبان 1392 01:00 ق.ظ

 

پیغام پژمان جمشیدی به طرفدارانش در فیسبوک

چهارشنبه 15 آبان 1392 12:28 ق.ظنویسنده : HoORaM

 
سلام
براى بار چندم از همتون سپاسگزارم بخاطر تمام توجهى كه تو این ٢ماه به من داشتین.ممنون از پیامهاى محبتتون و نقدهاى دلسوزانه و حتى تندتون.میخوام مدتى برم پى ارامش.نمیدونم چه مدت دیگه اینجا نمیام ولى فكر میكنم حدود ١ماه نبینمتون.دوستتون دارم و تا هستم مدیون شما خواهم بود.تا دیرتر.

آخرین ویرایش: چهارشنبه 15 آبان 1392 12:30 ق.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 3 ) 1 2 3